شهر جونقان از نظر اقتصادی وابسته به کشاورزی و دامداری است چرا که از نظر زمین های کشاورزی و مراتع تا حدی غنی می باشد. البته این کشاورزی و دامداری بیشتر به صورت سنتی می باشد که اگر امکانات مناسب در اختیار صاحبان این مشاغل قرار گیرد ، بدون شک گره گشای بسیاری از مشکلات فعلی خواهد بود. در چند سال اخیر اقداماتی جهت بهبود شرایط اقتصادی مانند طرح های زهکشی ، آبخیزداری ، ایجاد شهرک صنعتی و همچنین راه اندازی کشتارگاه صنعتی انجام پذیرفته است . هم اکنون کشتارگاه صنعتی شهر ر حال کار است که اگر تمام ظرفیت و کارگاه های جنبی آن شروع به کار کند ، قطعأ در شهر و منطقه آثار چشمگیری خواهد داشت. از سوی دیگر راه اندازی تمامی کارگاه های قطب صنعتی همت و پیگیری مسئولان را می طلبد!
از نظر باغداری شهر جونقان دارای حدود 1000 جریب باغ انگور ، بادام و گردو می باشد. اما از نظر آبیاری با مشکل مواجه است. زمین مرغوب ولی آب کم ، راهنمایی و مساعدت دست اندرکاران امر کشاورزی را مس طلبد.
در این شهرگرایش هایی به صنعت مرغداری و زنبورداری نیز وجود دارد که انشا الله با کار صحیح و اصولی به نتایج مطلوب برسد.
شهر جونقان از بسیاری جهات دارای توانمندی های بالا اما نهفته و راکد است که همدلی مسئولان و سرمایه گذاری اصولی می تواند به وضع کنونی سر و سامان دهد. از این دست می توان به صنعت فرش که سابقه ی دیرینه ای دارد. فرش های دست بافت جونقان از مرفغوبیت و کیفیت در سطح بالای قرار دارد. که امید است با همت مسئولان امر و بازنگری آنان باعث رونق این صنعت گردد. چرا که از یک سو تأمین معاش عائله است و از سوی دیگر شکوفایی قسمتی از صنعت منطقه.
نوشته شده توسط ی:ا در پنجشنبه بیستم فروردین 1388 ساعت 11:7 موضوع | لینک ثابت
نوشته شده توسط ی:ا در پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387 ساعت 13:48 موضوع | لینک ثابت
طاق های سنگی واقع در تنگ
درکشور کش جونقان


ا
سردار اسعد بختیاری

نوشته شده توسط ی:ا در شنبه شانزدهم شهریور 1387 ساعت 21:26 موضوع | لینک ثابت
سيمايي از سرزمين جونقان ))
جونقان در ميان رشته كوههاي زاگرس واقع گرديده است. خود ملك جونقان مانند نگيني در ميان كوههايي از رشته كوههاي زاگرس مي باشد كه اين كوهها عبارتند از:
كوه جهانبين كه در شرق ، شمال شرق و شمال واقع شده كه بلندترين قلةی آن جهانبين است و از غرب كوهي معروف به كوه ريشه كه آخرين حد آن به كوه خرسان ( دالكي ) منتهي مي شود كه چشمه پيرغار از دامنه اين كوه سرچشمه مي گيرد كوه ريشه همچون كنده اي است كه كوههاي ديگر مانند شاخه هاي آن از اين كوه سرچشمه مي گيرند و ريشه در اين كوه دارند كه عبارتند از كوه گشنيزجان و بعد از آن كوه سالداران يا ( سالواران ) مي باشد كه اين كوهها در غرب و جنوب غربي جونقان واقع مي باشد در قسمت جنوب و جنوب شرقي كوه سوخته واقع مي باشد.
در ميان ملك جونقان كوههايي وجود دارد كه عبارتند از : كوه ميان كوه كه تپه اي معروف به موران در كنار آن مي باشد در ضمن حد فاصل بين كوه سالداران و ميانكوه تنگي به نام تنگ سالداران قرار دارد كه محل برخورد و تقاطع دو رودخانه جونقان و كيار است كه اين تقاطع معروف به دورود تنگ سالداران مي باشد. تنگ سالداران از سمت جنوب به تنگ دركش وركش كه يكي از بزرگترين تنگهاي ايران مي باشد وصل مي گردد تنگ دركش وركش پر ازآثارطبيعي و جاده مال رو بوده كه بدست ايرانيان عهد باستان ساخته شده است كه الان هم باقي و يكي از شاهكارهاي انساني مي باشد.
شايان ذكر است كه كوهي ديگر به طور تقريب و متمايل به سمت جنوب شرقي كشيده شده است كه اين كوه بر اساس سياستهاي زمان گذشته بخصوص در عصر سلطة خوانين به شهر جونقان اسمهاي مختلفي به خود گرفته است كه اسم اصلي اين كوه ، كوه ميانه مي باشد ولي در عرف محل به نام كوه شيخ مشهور است. اما رود خانه جونقان كه از چشمه پيرغار سرچشمه مي گيرد و از ميان دشت جونقان عبور نموده و به تنگ سالداران مي ريزد و از آنجا به تنگ دركش وركش و از منطقه بختياري عبور نموده كه به رود كارون منتهي مي شود و از جهتي ديگر كل سرزمين جونقان از سمت شمال و شمال شرقي بوسيله كوه جهانبين كه همچون ديوار عظيمي است محاصره گرديده و سمت ديگر آن سرزمين لار (شهركرد) مي باشد كه در دو انتها داراي دو تنگ به نام هاي تنگ خراجي و تنگ سورشجان (سورشگان) مي باشد.
شهر جونقان دردامنه كوه جهانبين واقع گرديده و زمين هايي با شيب ملايم كه از سمت شمال و شمال شرقي به تپه هاي معروف به تپه سنگي . پشت اين تپه ملكي معروف به نام شنستان و سمت شرق مزرعه هاي آلج و پيزرستان مي باشد و از سمت غرب به دشت آبي جونقان منتهي مي گردد و از سوي شمال غربي به روستاي چليچه ختم مي شود و در سمت جنوب شرقي كوه ميانه ( شيخ) بوده و دره اي كه آب چشمه سراب و همينطور آبهاي جاري ازكوه جهانبين را به سمت پايين هدايت مي نمايد اين دره از ميان آبادي جونقان مي گذرد و به رودخانه گشنيزجان جونقان منتهي مي گردد و اين شهر تقريباً در يك جايگاه وسيعي مي باشد كه اگر به آنجا توجه شود يكي از مراكز مهم توريستي ، صنعتي و البته كشاورزي خواهد شد.
چشمه ها :
چشمه حوض ماهي كه از روزگاران باستان وجود داشته در هنگام خشكسالي كم آب و خشك مي گرديده كه آخرين بار در زمان سلطنت ناصرالدين شاه حوالي سال 1240 خشكيده و مردم به اين چشمه به ديد خاص نگريستند و از آن براي مصارف خانگي و كشاورزي استفاده مي نمودند. درميان شهر جونقان دو چشمه به نامهاي چشمه گَزُم ( چشمه كربلايي رضاقلي ) و چشمه دوقلوها قرار دارد، دو چشمه ديگر در بالاي جونقان به نام چشمه هاي بلبل بالايي و بلبل پاييني مي باشد كه آب آنها در دره جونقان ريخته مي شود و به مصارف كشاورزي مي رسد. كليه اين چشمه ها از دورانهاي اوليه زمين شناسي بوجود آمده اند.
درياچه اي به نام درياچه ميانه (چشمه سالي) در كنار كوه ميانه (شيخ) وجود دارد كه چشمه اي هم به نام چشمه ساري (روان) و معروف به چشمه سالي به آن می پیوندد كه بدليل هميشه روان بودن و آبدار بودن به نام ساري ملقب گرديده و اين چشمه از عهد باستان تا به حال پيوسته آب داشته و هيچگاه خشك نشده است و با توجه به خشكسالي مخوفي كه در سرزمين جونقان بوده و اكثر چشمه ها و كهريزها خشك شده ولي اين چشمه و آب اين درياچه هيچگاه خشك نشده . كلمه ساري كلمه ايست پهلوي كه به معاني روان و جاري مي باشد و به صورت صفتي فاعلي به كار برده مي شود مانند چشمه ساران و درياچه در دل خود چشمه اي دارد كه آن هم داراي آب روان بوده و زمينهاي زير دست با مجموع آب اين درياچه آبياري مي شوند اين درياچه و چشمه در عصر هخامنشي بازسازي گرديده كه آثار آن هنوز پابرجا مي باشد و هنگام عبور سپاهيان هخامنشي به وسيله جاده دژپارت از اصفهان به شيراز و خوزستان و بالعكس اين چشمه جايگاهي براي آرامش و آسايش نظاميان بوده و همينطور كاروانهايي كه از جاده دژپارت از اصفهان به خوزستان عبور مي كردند از آب اين چشمه ها و درياچه استفاده مي نمودند و آخرين بار بوسيله حكوت اتابكان فارس احياء گرديده و همه امكانات زندگي حتي حمام در كنار اين درياچه ساخته شده بود كه بدست عوامل طبيعي و انساني ويران گرديده و آسياب آن هنوز به صورت ويرانه اي پابرجا مي باشد ، عمق درياچه و پهناي آن 4 الي 6 گز مي باشد و از نظر زندگاني ايرانيان باستان و از نظر دين زرتشت اين چشمه بعنوان يك نظرگاه بوده و جنبه تقدس داشته و آب آن را بعنوان يك ارزش آسماني نگاه مي كردند كه در دين مبين اسلام هم همينطور مي باشد و اين درياچه در كنار دماغه كوه ميانه مي باشد.
آب و هوا:
اين منطقه آب و هواي كوهستاني دارد اما به طور كلي از اواسط پائيز تا فروردين ماه ريزش برف و باران ادامه دارد و آب و هوا اوايل پائيز تغيير كرده و از اواسط آبانماه سرما آغاز مي گردد و 4 تا 5 ماه طول مي كشد و سردترين ماههاي سال ديماه و بهمن ماه است.
اعتدال هوا از اواخر ارديبهشت آغاز مي شود و تا اواسط تيرماه رو به گرمي مي گذارد گرمترين ماههاي سال تير و مرداد است ميزان بارندگي منطقه نسبت به نواحي مركزي ايران نسبتاً زياد و تعداد روزهاي باراني حدود 75 روز است و ميزان بارش ساليانه 340 تا 560 ميليمتر بوده كه عموماً از آبانماه تا اواخر فروردين ماه هر سال مي باشد.از ارديبهشت ماه تا آبانماه جزء ماههاي خشك و ماههاي آذر ، دي ، بهمن و اسفند جزء ماههاي يخبندان بشمار مي رود.گرچه ميزان نزولات جوي سالانه رضايتبخش است ليكن محدوديت پراكندگي آن در چند ماه از سال خود عامل تعيين كننده اي در سيماي نباتات متنوع موجود در منطقه از جمله درختان جنگلي است.
بادها:
استان چهارمحال و بختياري تحت تأثير بادها و توده هواي غربي ايران قرار مي گيرد و اين بادهاي باران آور به طرف سلسله جبال زاگرس حركت نموده و در برخورد با آن سبب ريزش برف و باران مي شود. جونقان در معرض بادهاي جنوب غربي قرار گرفته و در طول زمستان با سوز سرما همراه است در اواسط فروردين ماه كه شكوفه هاي درختي تازه باز شده در بعضي از اين منطقه بادهاي سرد و رگبار و در تابستان بادهاي گرم منطقه اي عامل ضرر و تخريب براي كشاورزان است.
خاك :
در قسمت شمالي اين منطقه خاكهاي شني و رسي وجود دارد كه بازده كشاورزي خوبي دارد كه اغلب باغهاي انگور نيز در اين قسمت احداث گرديده است و قسمتهاي پست اين منطقه در حوالي رودخانه داراي رسوبات آبرفتي بوده و در اين مناطق به علت وجود اراضي جنگلي كه داراي پوشش نباتي نسبتاً انبوه است .در اين منطقه فعاليت موجودات زنده خاك ، درصد هوموس و مواد خاك خوب است.
بخش تاريخي:
تاريخچه جونقان:
با توجه به موقعيت عالي سرزمين جونقان كه مانند دلي در ميان سلسله جبال زاگرس واقع گرديده و يگانه دشتي است كه از هر سو چشمه ساران ( دائمي و فصلي ) فراوران و كهريز و رودخانه جونقان كه از پيرغار سرچشمه مي گيرد آن را در بر مي گيرد بر اين دشت طويل اشرافيت سلطه داشته و موقعيت بسيار خوبي را براي زندگي انساني ايجاد کرده است و همچون نگيني در ميان كوههاي مرتفع می درخشد، به خاطر موقعيت طبيعي و زراعي و زمين هاي مسطح و مرغوب صورت اوليه و زندگي نخستين ايجاب نموده كه اين سرزمين بعنوان يك جايگاه و آبادي براي زندگي و امرارمعاش انسان باشد و اين آب و ملك خدادادي از قرون بسيار گذشته و عهد باستان مورد توجه ايرانيان باشد . در عهد باستان آبادي دراین منطقه وجود داشته که در حال حاضر نشانه هايي از آن دوران باقي است. در طول تاريخ و زندگي ما ايرانيان كه اصل آن متكي به كشاورزي و شغل هاي وابسته به كشاورزي بوده است. در نتیجه اين آبادي صددرصد چنين شايستگي را داشته است كه بنياد آن بوسيله سلسله پيشداديان كه از نخستين سلسله هاي ايران زمين بوده انجام گیرد و با توجه به نام و نشاني كه اين آبادي نسبت به منطقه جغرافيايي خود داشته نامگذاري گرديده است.
نامگذاري جونقان:
پسوند ( گان ) معناي آن در فارسي ( مثل و مانند ) مي باشد. در دستورزبان فارسي هر اسمي كه با وند ( گان ) تركيب مي شد شرايط خود را بخصوص از نظر جغرافيايي داشته مانند: « گوي » كه با پسوند « گان » تركيب شود« گوي گان » تشكيل مي دهد با توجه به موقعيت دستور زبان فارسي و اينكه جونقان از نظر موقعيت جغرافيايي در ميان كوههاي زاگرس و داراي ملك مرغوبي بوده چنين جاههايي را در زبان فارسي « گون يا گونه » تشبيه مي كردند ( معني لغوي گونه يعني برجسته ، خوب و شايسته ) جونقان با توجه به شايستگي آن به چنين نامي معروف گرديد و با پسوند « گان » به صورت گونه + گان « گونگان » در عهد باستان ناميده شد. با توجه به سير تاريخي زندگي ما ايرانيان و اينكه پيوسته در فراز و نشيب بوده ايم و در قاره آسيا با توجه به همسايگان كه مليت ها و زبانهاي مختلفي دارند و فرهنگها و زبانهايي با حالتهاي مختلف چه در زمان جنگ و چه در زمان صلح و… تداخل مي نموده اند زبان فارسي هم تداخل عربي پذيرفته و اثري كه زبان عربي بر زبان فارسي اصيل گذاشت باعث دگرگوني واژه ها شد و حروف چهارگانه فارسي « گ ،چ ، پ ، ژ » در كلمات تحريف گرديد پسوند « گان » مطابق با محرفات در زبان فارسي دري به « جان » تبديل شد در اينجا هدف ما كلمه « گونه گان » است كه به كلمه « جونقان » تبديل شده است. «جونقان» معرف كلمه «گونه گان» زبان پهلوي مي باشد و اين نام از عهد باستان بر اين سرزمين نهاده شده است و از نظر گويش لري كه در اين منطقه وجود دارد به صورت « گينه كان » بيان مي شود كه لفظي است لري ( بختياري ).
در ضمن بايد يادآوري كرد كه در جغرافياي استان از سال 1360 به بعد بنام «جوي خون» آمده است كه غلط است و فقط يك فرضيه بسيار نادرست مي باشد و حقيقت امر همان دستور زبان پارسي و تركيبات آن بوده كه همان «گونه گان» كه محرف آن به زبان دري «جونقان» مي باشد بوده است.
در آبادي جونقان كه نژادهايي از ايرانيان به تناسب زمان زندگي مي نموده اند داراي آثار تاريخي ، فرهنگي ، هنري ، كشاورزي و… بوده که گوياي وقايع تاريخي در اين آبادي مي باشد. سبك كشاورزي سنتي كه در جونقان حاكميت داشته يادگاري از باستان بوده گرچه با ماشيني شدن كارها دگرگوني بوجود آمده و از نظر تاريخ شهرنشيني و سكونت اين موضوع هم با روش خاص خود گوياي تاريخ باستاني بوده كه نژاد پارسيان و نژادهايي كه بومي ايران بوده اند در اين منطقه مي زيستند
پديده خوانين و ورود آنها به جونقان:
پديده فعوداليته در آغاز سلسله قاجار بوسيله انگليسي ها از اروپا به ايران آورده شد و اين پديده غربي با فرهنگ و سبك كشاورزي و مسائل ديني اين سرزمين آميخته گرديد و در اين مدت زمان كه هنوز آثار آن بر جاي مي باشد به وضوح مي بينيم كه سرزمين جونقان و همينطور شهر جونقان در اين مسئله خانمانسوز مبرا نبوده و آغاز فعوداليته در جونقان با كوچ فرزندان حسينقلي خان به سوي جونقان و مركزيت قرار دادن جونقان به عنوان پايگاهي براي اهداف آنها آغاز گرديد.
حسينقلي خان با توجه به كتيبه اي كه در پيرغار نگاشته شده از منطقه بختياري بوده كه بوسيله انگليسي ها با توجه به موقعيت مطلوبي كه در ميان قوم لُر داشته به عنوان يك جاسوس انگليسي در منطقه انتخاب و به نفع انگليسي ها كار مي كرده و به وسيله آنها و با امكانات آنها به قدرت رسيده بود و از آنجايي كه حكومت مركزي يعني قاجاريه هم كه در پايتخت زندگي مي كردند آنچنان قدرتي نداشتند و در هر نقطه اي از ايران خوانيني صاحب قدرت بودند و سلطه داشتند و اين ضعيف النفسي و بي توجهي شاهان قاجار كه باعث شده بود كه به پديده فعوداليته دامن زده و ايران را زير سلطه اين پديده به ويراني بكشند كه اين ويراني جونقان را هم شامل مي شود حاج عليقلي خان معروف به سردار اسعد كه در دستگاه قاجار به عنوان يك فرد نظامي بوده از خوزستان هجرت نموده و با مطالعاتي كه بوسيله انگليسي ها انجام گرفت بهترين جايگاه براي هدف اينها جونقان انتخاب شد و از خوزستان به منطقه بختياري ناغان آمدند و به طور موقت در آنجا سكونت نمودند تا اينكه مطابق طرح از پيش تعيين شده به جونقان كه عاليترين شرايط طبيعي از نظر جغرافيايي و كشاورزي و از نظر بافت روستايي و دشت بودن و تهيه آذوقه چه انساني و چه دامي و… را داشت كوچ نمودند و در آبادي جونقان شروع به ساختن قلعه معروف به قلعه سردار اسعد بختياري و كاخهاي مختلف دیگر براي اقامت کردند و ملك جونقان را به اجبار و با زير فشار قرار دادن مردم به نام خود كردند و مردم جونقان را شكنجه و تبعيد کردند و درزمان كوتاه سلطه كامل بر جونقان پيدا كرده و مردم را بعنوان رعيت پذيرفتند و هر گونه ظلم و زور و اجحافي كه مي خواستند در اين شهر انجام دادند و طبق سنت جاري خانواده شان با جاسوسي انگليسي ها و خدمت در دستگاه مركزي به عنوان خان در منطقه ، استانهاي همجوار چهارمحال و بختياري را تصرف نموده و از باج و خراج آنها انگل وار تغذيه مي نمودند و در مسائل كشوري هم به دليل ضعيف بودن حكومت مركزي دخالت مي نمودند و مدتي جونقان را زير سلطه داشتند و از مردم منطقه براي خود افراد جنگي و تداركاتي و… مي پروراندند و از كشاورزان سهم خان را به عنوان ( كو ) دريافت مي نمودند با توجه به زيست كوتاه مدتشان در جونقان و با توجه به اينكه تمام فرزندان سردار اسعد در جونقان متولد شدند ولي نسبت به اين منطقه از خود رغبتي نشان نداده و با توجه به سكونتي كه قبلاً درتهران داشتند شهر جونقان را ترك كرده و در جونقان هم نژادي ازآنها باقي نماند.
نتيجه اينكه زندگي خان ها در جونقان پايداري نداشته و هيچگونه تحول و دگرگوني اجتماعي يا فرهنگي يا سياسي بوجود نياورد مگر آن اهدافي كه محضاً خودشان داشتند گرچه جونقان شايستگي والايي داشته كه بعنوان مركز استان و شهرستان باقي بماند همانطور كه در عهد مشروطيت تدبير امور از درون قلعه فعلي به فتواي علماي نجف و با لشكركشي سردار اسعد از جونقان به تهران انجام گرفت و مشروطه خواهان پيروز شده ومظفرالدين شاه نظام مشروطه را گردن مي نهد با تمام اين تفاسير يك اصل همچون ستاره درخشان نمايان مي شود و آن موجوديت و لياقت سرزمين و مردم جونقان مي باشد كه جريانهاي تاريخي از اين سرزمين به منشأ ظهور مي رسد.
آثار تاريخي جونقان:
خان اوي در تنگ دركش وركش و راه هاي مال رو در تنگ دركش وركش:
با توجه به توضيحات مفتوحه در مورد اين شهر و سرزمين از عهد باستان تا به حال از آثار به جاي مانده يكي جاده دژپارت مي باشد كه از شهر «اسپادانا قديم» يعني «اصفهان امروزي» شروع مي شده و بعنوان يك جاده استراتژيك و مهم تاريخ ايران و جهان مي باشد از اصفهان به خوزستان و اهواز منتهي مي شد كه هم راه بازرگاني بوده و هم از شهر جونقان عبور كرده و از طريق تنگ دركش وركش به ايذه و از آنجا به اهواز منتهي مي شده بنا به نسبت زندگي گذشته كه رفت و آمدها با مال ( اسب و …) انجام مي گرفته و همچنين در مسير جاده دژپارت از اصفهان به اهواز كالا و متاع هاي بازرگاني و همينطور كوچ سردسيري و گرمسيري عشاير و آمد و شد جنگجويان و لشكريان حكومتهاي ايران از طريق اين جاده صورت مي گرفته پس موقعيت ايجاب مي نموده كه كاروانسرايي بر اساس معماري خاص زمان و موقعيت منطقه اي ساخته شود كه كاروانها در ميان راه استراحت بنمايند و پاسگاههايي براي نگهباني از اين راه ساخته شد به همين خاطر آثار بجاي مانده از اين جاده و پايگاهها ازدوره هخامنشيان در تنگ جونقان باقي مانده كه به لفظ جونقاني ها معروف به «خانه اي» مي باشد و اسم ديگر آن بنام «گبري ها» بوده و در فارسي نام آن «خان اوي» مي باشد.
راه تنگ دركش وركش بخشي از راه دژپارت بوده كه اين تنگ به سبب مخوف و سخت بودن و اينكه پر از دره ها بوده و بسيار فراز و نشيب دار مي باشد در زبان پهلوي « تنگ دركش وركش » لقب گرفته اين تنگ در دروران حكومت هخامنشيان ساخته شده و در زمان حكومت اتابكان فارس مجدداً بازسازي گرديده و آخرين بار توسط خوانين جونقان مختصراً اصلاح شده كه الحال به جا مي باشد و قسمتهايي از آن موجود است راه موجود در تنگ دركش و وركش هر قسمتش اسم خاصي داشته مثلاً قسمت آبخوري يا سند كه كنار رودخانه مي باشد قسمت چل چل ها كه جاده مال رو و مارپيچي مي باشد و قسمتي از آن به نام كلنگرو و …
سنگ نوشته سراب جونقان وتخت سمنبر:
يكي ديگر از آثار تاريخي جونقان سنگ نوشته سراب جونقان واقع در كوه جهانبين مي باشد كه اين سنگ نوشته يادگاري از مظفرالدين شاه است و مربوط به زماني است كه وبا در ايران شيوع پيدا مي كند و همه جاي ايران را فرا مي گيرد مظفرالدين شاه با خانواده اش از تهران به سراب جونقان مي آيد و چند ماه در آنجا زندگي مي كند تا پزشكان روسي وبا را معالجه مي كنند و بعد به تهران كوچ مي كند و اين سنگ نوشته را به عنوان سند از خود به جاي مي گذارد.يكي ديگر از آثار تاريخي جونقان تخت سمنبر در كوه جهانبين و در حوالي قلعه تك مي باشد كه يادگاري است از عهد باستان كه تا به حال باقي مانده و در كنار اين قله آبزي بزرگي كه داراي چشمه اي معروف با آب بسيار مي باشد وجود دارد با توجه به كهن بودن سرزمين جونقان و اينكه دورانهاي مختلفي را گذرانده و با توجه به موقعيت جونقان در عهد ايران باستان و بخصوص دوره هخامنشيان كه دژها و كاروانسراهاي بزرگي در تمام نقاط ايران ساخته مي شده در ميانه شهر جونقان و در مركز آبادي دژي به نام «كيان دژ» در عصر هخامنشيان ساخته شد كه سنگ كاري و تخته سنگهاي آن هنوز در حياطي به نام حياط بزرگ قاسم موجود مي باشد. كه از قديم به محله ميانه معروف بوده .
بخش فرهنگي :
پوشاك مردم جونقان :
پوشاك مردم جونقان بسيار با اهميت بوده و با توجه به وضعيت پوشاكي كه در جونقان مورد استفاده بوده و هست ، لباس مردم اين منطقه لباس ملي ايران مي باشد كه مجموعه اي است از پيراهن و تنبان و كلاه خسروي و گيوه بوده كه به عنوان لباس رسمي استفاده مي نمودند و الحال هم موجود مي باشد و متعلقات لباس بسيار زيبا و متنوع بوده زنان هم از پيراهن و تنبان و روسري و لچك و… استفاده مي نمودند در مجموع پوشاك جونقان همان پوشاك ملي مي باشد كه فعلاً از لباس جهاني استفاده مي نمايند.
آداب و رسوم شهر جونقان :
در زمينه آداب و رسوم مسئله گسترده مي باشد مردم طبق روال و رويه سنتي ايران باستان و همينطور طبق مسائل دين مبين اسلام رفتار مي نمايند و مسائل چه در هنگام سوگواري و چه در هنگام جشن اجراء مي گردد و همينطور در زندگي عادي خود حالت عادي آداب و رسوم را به جا مي آورند مثلاً در موقع عروسي دو روز جشن می گیرند و در طول اين دو روز جشن عروسي ساز و دهل محلي مي زنند و يك بازي محلي به نام «چوب بازي» انجام مي دهند و همه اقوام را در طول جشن دعوت كرده و پذيرايي مفصل مي نمايند و در شب دوم عروس را به خانه داماد مي آورند و آداب و رسوم فراواني در طول اين دو روز به اجرا در مي آيد.
در هنگام سوگواري و مراسم خاكسپاري كه همه مردم شهر ميت را تا قبرستان با تكرار الله اكبر و لا الله الا الله بدرقه مي كنند و بعد از سه روز از فوت براي مرده سوم مي گيرند و بعد از هفت روز دوباره هفته به مسجد مي نشينند و سپس تا چهل روز هر هفته پنجشنبه سر قبر مي روند و روز چهلم براي ميت چهلم مي گيرند و بعد تا سال خانواده ميت در عزا هستند و عزاداري مي كنند و لباس سياه به تن مي كنند بعد از گذشت چند هفته از سال عده اي از فاميلهاي دورتر به خانه فاميل مرحوم مي روند و با لباسهايي كه براي آنها مي برند لباس سياه آنها را درآورده و از عزا درمي آيند و به زندگي عادي خود ادامه مي دهند.
اماكن مذهبي :
با توجه به اينكه ايرانيان ملتي خداپرست و يگانه پرست بودند و دين و آيين آنها زرتشتي بود و كتابشان به نام اوستا مي باشد كه نسبت به اين دين باستاني داراي اماكن مقدسه اي در سرزمين جونقان بوده يكي چشمه آبمراد چليچه كه بعنوان پرستشخانه آناهيتا محسوب مي گرديده كه فعلاً هم همان نظر در ميان مردم جونقان وجود دارد.( آناهيتا يكي از هفت فرشته بزرگ زرتشتي كه موكل بر آفتاب و آب و مهر و آب و زنان و زايمان بوده ) و ديگري چشمه پيروزگاه در انتهاي كوه ميانه (كوه شيخ) بوده كه به ديد زيارتگاه نگريسته مي شود و الحال هم در فصل بهاربه آنجا مي روند چشمه ميانه(ساله) هم به عنوان نظرگاه مطرح بوده است با ظهور دين مبين اسلام و انتشار آن در ايران كه دوران جديدي را آغاز مي نمايد و مردم جونقان با پذيرفتن دين اسلام مساجدي را در آبادي مي سازند كه نخستين مسجد به نام مسجد ميانه و حمام آن مي باشد (چون اينها در محله ميانه بودند به اين نامها معروف گرديدند) كه بنا به روايت مشهور اتابكان فارس بنياد اين مسجد را مي گذارد و به مرور زمان مساجد ديگري از جمله مسجدالنبي در محله بالا ساخته مي شود.
نوشته شده توسط ی:ا در شنبه نهم شهریور 1387 ساعت 19:3 موضوع | لینک ثابت
جونقان یعنی وفا-جونقان یعنی صفا-جونقان یعنی حیا-جونقان یعنی شرف-جونقان یعنی حجاب- جونقان یعنی غیرت-جونقان یعنی عفت- جونقان یعنی زحمت- جونقان یعنی عبادت– جونقان یعنی شهامت- جونقان یعنی شهادت- جونقان یعنی مردانگی- جونقان یعنی آزادگی –جونقان یعنی کشاورز- جونقان یعنی بهشت چهار محال وبختیاری- جونقان یعنی دیار مردپرور-
آری جونقان یعنی خانه ی مشرو طه
نوشته شده توسط ی:ا در شنبه نهم شهریور 1387 ساعت 18:53 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ
سلام به سرزمین گنجهای پنهان خوش آمدید
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY